... همیشه بودهای
سایهت را دیدهام در پس دیوارها
صدایت را شنیدهام میان هیاهوها
و رد نگاهت هنوز میان موهایم پراکنده است
چهقدر خودت
چهقدر بودنت
خوب است
نظرات شما عزیزان:
سگ از دهکده گریخت....!
به گمانم با دیدن وفای آدمیان،وفایش از یاد رفت.!!
***
هر بار که بی بهانه دست کسی را گرفتم گم شدم ترس من از گم شدن نیست ترسم از گرفتن دستی است که بی بهانه رهایم کند.
منتظرتم در:daisy77.loxblog.com
به گمانم با دیدن وفای آدمیان،وفایش از یاد رفت.!!
***
هر بار که بی بهانه دست کسی را گرفتم گم شدم ترس من از گم شدن نیست ترسم از گرفتن دستی است که بی بهانه رهایم کند.
منتظرتم در:daisy77.loxblog.com